یلدا
شب يلدا ست اما هندوانه
شده پنجاه تومان هردووانه
چه سازم چون كه اين تير گراني
به سوي قلب من كرده كمانه
دو تا پسته خريدم با دو انجير
سه تا قيسي و ده تا شاهدانه
براي اين كه با دستان خالي
نمي خواهم کنم رو سوي خانه
عيالم گفت جانا كو انارت؟
چه شد آن ميوه هاي نوبرانه؟
به او گفتم كه چون ما بي نيازيم
به لبنان رفته با كشتي شبانه
بسان دايه ي بهتر ز مادر
كشيم از غصه چون آتش زبانه
شب يلدا به سر كن با همين ها
نگير اينقدر از من هي بهانه
شده پنجاه تومان هردووانه
چه سازم چون كه اين تير گراني
به سوي قلب من كرده كمانه
دو تا پسته خريدم با دو انجير
سه تا قيسي و ده تا شاهدانه
براي اين كه با دستان خالي
نمي خواهم کنم رو سوي خانه
عيالم گفت جانا كو انارت؟
چه شد آن ميوه هاي نوبرانه؟
به او گفتم كه چون ما بي نيازيم
به لبنان رفته با كشتي شبانه
بسان دايه ي بهتر ز مادر
كشيم از غصه چون آتش زبانه
شب يلدا به سر كن با همين ها
نگير اينقدر از من هي بهانه
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم دی ۱۳۹۴ ساعت 23:36 توسط محمد جاويد
|
در سال 1335 در شیراز چشم دنیا به جمال ما روشن شد.اول شوخی شوخی شعر جد گفتم و از سال 1384 جدی جدی به طرف طنز رفتم و دیگه ولش نکردم.پس از ورود به انجمن طنز فارس در سال 1385 طنز شد قسمتی از زندگی من.در سال 1388 به عنوان عضو هیئت موسس «موسسه ی فرهنگی هنری انجمن طنز فارس» را ثبت کردیم. این انجمن اولین انجمن طنزی است که با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ایران قانونن به ثبت رسیده.ضمنن در این مدت مرتکب کارهای زیر هم شده ام اگه خدا قبول کنه!!