موجود خوشبخت
خوش به حالت اي دوست
كاملن خوشبختي
همه چيز آرامه
همه چيزت مفتي است
كاش من جاي تو بودم اي كاش
مغز گردوي گران
مي زني در رگ خود
و پنيري كه زده قيمت آن
طعنه بر قيمت ماهي قباد
بي چك و چانه و بي دغدغه اي
مي شود حاضر و مي لنباني
من ولي بد بختم
چون كه نيمي ز حقوق سرِ ماه
مي رود بابت گردو و پنير
كاش من جاي تو بودم اي كاش
خوش به حالت اي« موش»
تله ات را قربان
كه همه چيز در آن مجاني است
چه كسي بود صدا زد ملت :
بر در خانه ي ما
همه چيز ارزان است؟؟
اي درخشنده تر از هاله ي نور
اي تو اي معجزه ي قرن اخير
اي مديريت تو عالمگير
بر در خانه ي تو
گر كه ارزاني هست
برو اما به در لانه ي موش
و ببين در تله اش
چيزها مجاني است
كاش « جاويد» شود موش بزرگ
كه براي تله اش
بگذارند اقلن دوسه كيلو گردو
گرچه بايد كه كِشد بعد از آن
ريق رحمت را سر
و شود راحت از اين دغدغه ي سخت شكم
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان ۱۳۹۱ ساعت 23:21 توسط محمد جاويد
|
در سال 1335 در شیراز چشم دنیا به جمال ما روشن شد.اول شوخی شوخی شعر جد گفتم و از سال 1384 جدی جدی به طرف طنز رفتم و دیگه ولش نکردم.پس از ورود به انجمن طنز فارس در سال 1385 طنز شد قسمتی از زندگی من.در سال 1388 به عنوان عضو هیئت موسس «موسسه ی فرهنگی هنری انجمن طنز فارس» را ثبت کردیم. این انجمن اولین انجمن طنزی است که با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ایران قانونن به ثبت رسیده.ضمنن در این مدت مرتکب کارهای زیر هم شده ام اگه خدا قبول کنه!!